تبليغاتX
صندل

3andal

صندل نویس

3andal

http://3andal.blogfa.com

صندل

صندل

صندل

صندل

صندل
عيد غدير
عيد غدير مبارك

«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.
در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 )
در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كرده‌اند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم‌ نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )
سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك مي‌گفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي را سرود.
حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.
علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند. مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كرده‌اند مثل «الولايه في طرق حديث الغدير»  اثر محمد بن جرير طبري.
عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشته‌اند.
«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز هجدهم ذي الحجه است....»

منابع:
1- قرآن
2- دايره المعارف تشيع، جلد ششم، تهران: نشر شهيد محبي، 1376.
3- دشتي، محمد، جايگاه غدير، قم: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين (ع)، 1380. 
4- دواني،علي، غدير خم: حديث ولايت، تهران: نشر مطهر، 1383.
5- رضواني، علي اصغر، غدير شناسي و پاسخ به شبهات، قم: مسجد مقدس صاحب الزمان ( جمكران )، 1384

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 14:5 توسط صندل نویس |
به افتخار 16 آذر

سبز فقط سبز نبی     لعنت به سبز اموی

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 9:15 توسط صندل نویس |
سه نقطه ...

بمیر ای حکیم از چنین زندگانی            کز این زندگی چون بمیری بمانی

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 23:22 توسط صندل نویس |
آزموده سخن بگوییم

هارون الرشید در خواب دیده بود همه دندان های او ریخته است و خواست این خواب را برای او تعبیر کنند.

دو معبر آمدند، پس از شنیدن خواب، اولی گفت :" همه کسان تو پیش از تو بمیرند" و دومی گفت: "عمر خلیفه از همه بستگانش طولانی تر خواهد بود"!

هارون به دومی صد دینار داد و اولی را صد تازیانه زد!!! باشد تا عبرتی باشد.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 23:19 توسط صندل نویس |
لطفا بیشتر دقت کنیم

قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء." فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 21:23 توسط صندل نویس |
خــــــــــــــــــــــــــــــداااااااااااااا

چند روز پیش این عکس پایینی رو زدم و براش مطلب نوشتم حالا لازم دیدم این یکی عکس رو هم کنار اون عکس قبلیه بزارم . عکس قیلیه آدمایی رو نشون می داد که با لباسایی پاره به لباس عروسی زیبایی نگاه می کردن البته تاکید می کنم فقط نگاه می کردن شاید اونارو آدمایی که چشم به مال دنیا دوختن ببینید اما این عکس رو ضمیمه اون عکس قبلی می کنم تا این فکر از سرتون بپره.

خیلی وقتا شده به چیزی نگاه کنی و از دیدنش یاد چیزی بیفتی از دید من اون دوتام که پشت شیشه ویترین مشغول تماشان به نظرم با دیدن لباس عروس یاد عروسی حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) افتادن که با این دقت دارن تماشا می کننش...یعنی امیدوارم اینطور باشه.....و امیدوارم خودم و شما هم اینطور باشیم

این جور آدما رو زمین زندگی نمی کنن که، یعنی خداییش نمی تونن رو زمین زندگی کنن.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 13:29 توسط صندل نویس |
گل های زهرایی

گل های زهرایی

ذبیح من که زخمت به خون بخشیده زیبایی   دهان خشک و چشم نیم بازت گشته دریایی

منم خورشید و تو همچون ستاره بر سر دوشم رخت گردیده چون ماه بنی هاشم تماشایی

تبسم های تو دل برده از عباس و از اکبر              تلظی های تو داده حرم را شغل سقایی

به قد کوچک و سن کمت نازم که تا محشر            دهد زخم گلویت آب بر گل های زهرایی

تو دیشب تا سحر بیدار بودی و در اطرافت                صدای العطش گردیده بود آوای لالایی

تبسم کن که می بینم سر ببریده ات با من               چهل منزل کند بالای نیزه راه پیمایی

تمام تشنگان را بود بر لب حرفِ آب اما                   تو بهر آب گفتن هم نبودت هیچ یارایی

زبس زیبا شدی برروی دستم دم به دم ازمن       گلویت دل ربایی می کند، رویت دل آرایی

به روی دست من ذبح تو بر من سخت اما          تو با لبخند خونینت به من دادی شکیبایی

اگر چه دم به دم رفتم زمیدان کشته آوردم          تو تا بودی مرا در دل نبود احساس تنهایی

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 10:5 توسط صندل نویس |
سایت های انگلیس ، فرانسه و آذری مجمع جهانی حضرت علی اصغر افتتاح شده اند

به میمنت تولد حضرت سید الشهدا امام حسین وحضرت قمر بنی هاشم ابی الفضل العباس وحضرت امام رین العابدین سجاد سایت ها ی حضرت علی اصغر به سه زبان دنیا افتتاح شده اند.

http://www.aliasghar.org/index.php?newlang=eng

ttp://www.aliasghar.org/index.php?newlang=fra

http://www.aliasghar.org/index.php?newlang=tur

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 10:1 توسط صندل نویس |
عيد قربان بر همگي مبارك

+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 14:18 توسط صندل نویس |
ادب مرد به ز دولت اوست؟!

صحنه کلاس درس است و دانش آموزان در

سنین راهنمایی و معلم،مردي میانه سال و

                                         ظاهرا الصلاح!

معلم، اين جمله را روي تخته سياه با خط

خوش نوشته و حول آن صحبت مي كند:

{{ ادب مرد به ز دولت اوست }}

 

معلم: اين را نبايد با گچ بر تخته سياه نوشت ،بايد با آب طلا بر قلب ها نوشت.((ادب مرد به ز دولت اوست))

بچه ها به حرفهاي او بي توجه اند و اغلب مشغول

                                     شيطنت يا حرف زدن با يكديگر.

معلم:همين قدر بهتون بگم كه من هر چه دارم و به هر چي رسيدم ، از همين ادب رسيدم.(سر يكي از بچه ها فرياد مي كشد)اوهوي حيوون! گوشت به من باشه(ادامه مي دهد)حالا سوالي كه در ذهن خيلي از شما ها هست و دوست داريد بپرسيد اينه كه: دولت يعني چه؟ و چرا شاعر ، ادب رو با دولت مقايسه كرده.(سر دانش آموز ديگري داد مي زند)الاغ! چه كار مي كني زير اون ميز؟(ادامه مي دهد) دولت يعني قدرت ، يعني مقام، يعني ثروت،يعني همه اون چيزايي كه ظاهرا آدم رو به خوشبختي و سعادت مي رسونه. مقصود شاعر اينه كه اگر انسان ادب داشته باشه،‌انگار همه اين چيزها رو داره ولي اگر ادب نداشته باشه ،عليرغم داشتن همه اين امكانات باز فقيره.(سر يكي از بچه ها داد مي زند)سگ توله ! نمي توني يه دقيقه آروم بگيري؟حتما بايد كتك بخورين تا آدم بشين؟(ناگهان موبايلش زنگ مي زند،گوشي را از جيبش در مي آورد و صحبت مي كند)سلام! چطوري؟...خوبي؟...آره..اي...نه...چيزي نمونده...بهت زنگ مي زنم...نه...بيخود گفته...زر مفت زده....من موتورشو پياده مي كنم...تو چي كار داري؟...بسپرش به من....نامردم اگه فكشو پياده نكنم...حالا...بعد از كلاس بهت زنگ مي زنم...(گوشي را قطع مي كند ،در اين فاصله بچه ها در سكوت مطلق، متوجه او و حرف هايش بوه اند، بيشتر از زماني كه مستقيم با آنها حرف مي زده)چي مي گفتم؟

يكي از بچه ها:مي گفتين فكشو پياده مي كنم...

معلم :(لحظه اي جا مي خورد،سپس سريع خود را باز مي يابد)بله، اين كه آدم به حرف هاي تلفني ديگران گوش بده، يه نوع بي ادبيه.

يكي از بچه ها: آقا! خواستين موتورشو پياده كنين ، مي شه بيايم تماشا؟

معلم: شما گوساله ها به جاي اين كه حواستون به حرف حساب باشه ، گوشتون دنبال اراجيف مي گرده.معلوم نيست كي مي خواين آدم شين!

حيفه اينهمه زحمت و خون دل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!       

                   بخشي از كتاب آئينه زار نوشته سيد مهدي شجاعي            

+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 13:48 توسط صندل نویس |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا